به مناسبت ورود آزادگان عزیز به وطن

نوشتن در خصوص اسارت و محرومیت از موهبت آزادی آن هم به دست کسانی که دشمن تاریخی ما بودند و خواهند بود؛ کار سختی است. کافی است آدم به تاریخ عراق نگاه کند تا بفهمد این ها چه انسان های قسی القلبی هستند. از آن شیوه کشتن حسین ابن علی گرفته تا جریان کودتای عبدالکریم قاسم و بلایی که بر سر خاندان سلطنتی آوردند (قطع کردن مچ پا و دست پادشاه و آویزان کردنش، از وسط نصف کردن بچه های این خاندان با شمشیر و مثله کردن جنازه نوری سعید نخست وزیر) تا حال که با پدیده داعش مواجه هستیم.

افسوس که پاک ترین و بی آلایش ترین فرزندان این سرزمین که بعید می دانم لنگه شان را دوباره بشود پیدا کرد در این جنگ بی ثمر از دست رفتند.


اگر چای نمی‌دادند، سحری اسرا نان خشک و نمک بود

خبرگزاری فارس: در ماه‌های رمضان دوران اسارت، معمولاً چای شب را برای سحر نگه می‌داشتیم و سحری نان خشک و چای سرد می‌خوردیم. اگر هم چای نمی‌دادند، سحری‌مان می‌شد مقداری نان خشک و نمک.

خبرگزاری فارس: اگر چای نمی‌دادند، سحری اسرا نان خشک و نمک بود

در ماه‌های رمضان دوران اسارت، معمولاً چای شب را برای سحر نگه می‌داشتیم و سحری نان خشک و چای سرد می‌خوردیم.

اگر هم چای نمی‌دادند، سحری‌مان می‌شد مقداری نان خشک و نمک. در اینجا بود که یکی از برادران بند یک به نام اصغر موفق شد با استفاده از دو سر حلبی و مقداری سیم یک دستگاه المنت ابتدایی درست کند و از آن به بعد توانستیم برای سحری چای داغ درست کنیم.

البته چون چای را در یک سطل پلاستیکی گرم می‌کردیم چای بوی پلاستیک می‌داد؛ اما هر چه بود از چای سرد بهتر بود.

نزدیک افطار که می‌شد بچه‌ها در سطل‌های سفید کوچکی که داشتیم آب گرم می‌کردند و بین گروه‌های غذایی تقسیم می‌کردند تا بچه‌ها با آب گرم روزه خود را افطار کنند.

در وقت سحر هم قهوه یا شیر خشکی را که کل بچه‌های اسارتگاه با پس‌انداز ماهیانه یک و نیم دیناری خود خریداری کرده بودند، با آب داغ درست می‌کردند و می‌خوردند.

برگرفته از کتاب «عطر گل محمدی»

‌بعثی‌ها با سطل توالت به اسرا چایی می‌دادند/صدای ناله‌‌ مجروحین جنگ جیگرمان را می‌سوزاند (اینجا بخوانید)

 

تصویر اسرای عراقی میهمان در ایران را در حال گرفتن سهمیه چای (با نشان سازمان چای کشور) و قند نشان می دهد، آن هم در شرایطی که اسرای ایرانی در عراق از خوردن آب هم محروم بودند

/ 0 نظر / 6 بازدید