چای ایرانی

مطالب آموزشی و ترویجی درباره چای در ایران و جهان

معماری کلان زنجیره عرضه چای ایران
نویسنده : سید محسن سنجری - ساعت ۱٢:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٦/٤/٢٩
 
نویسندگان:  امین ناصری محمدرضا, مرادی مرتضی, ملیحی احسان
 
 
 
چکیده: 

صنعت چای ایران علی رغم داشتن استعداد های بالقوه در زمینه تولید، فرآوری و تجارت در چند سال اخیر دچار بحران شده است. وابستگی مستقیم بیش از 60000 خانواده به کشت و تولید چای و همچنین جایگاه خاص چای در سبد مصرفی خانواده های ایرانی، ضرورت تدوین استراتژی و ساختار مناسب برای صنعت چای ایران را دو چندان کرده است. از این رو در این مقاله وضعیت جهانی و داخلی تولید و تجارت چای ارزیابی شده و با استفاده از مدل الماس گون پورتر - به عنوان چارچوب مطالعه رقابت پذیری - نقاط قوت، ضعف، فرصت و تهدید صنعت چای مورد بررسی قرار گرفته است. علاوه بر این زنجیره عرضه چای کنیا به عنوان یکی از کشورهای پیشرو در تولید و تجارت چای ارزیابی شده است. یافته های این مقاله نشان می دهد که فقدان مدیریت یکپارچه در زنجیره عرضه صنعت چای مهمترین و اساسی ترین عامل تضعیف این صنعت بوده است. همچنین ایجاد ساختارهای پشتیبان در بخش های مختلف زنجیره عرضه چای و حاکم شدن تفکر مدیریت یکپارچه بر زنجیره تولید چای و ایجاد وابستگی بین سرنوشت بخش های در گیر در زنجیره عرضه می تواند به عنوان عاملی در شکل گیری مکانیزم های تقویت کننده مزیت رقابتی صنعت چای مطرح شود.

 
کلید واژه: چای، استراتژی، مدیریت زنجیره عرضه، رقابت پذیری، مدل الماس گون پورتر
 

دانلود متن کامل


 
 
قیمت برگ سبز چای پس از انقلاب (1358-1396)
نویسنده : سید محسن سنجری - ساعت ٧:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٦/٤/٢٦
 

سال

قیمت برگ ممتاز(ریال)

قیمت درجه 1(ریال)

قیمت درجه 2(ریال)

توضیحات

1358

 

55

50

 

1359

 

55

50

 

1360

 

65

60

 

1361

 

70

63

 

1362

 

70

63

 

1363

 

90

78

 

1364

 

98

82

 

1365

 

98

82

 

1366

 

125

95

 

1367

 

150

114

 

1368

 

190

137

 

1369

 

280

180

 

1370

 

460

260

 

1371

 

520

320

 

1372

 

650

420

 

1373

 

750

480

 

1374

 

850

550

 

1375

 

920

600

 

1376

 

1050

740

 

1377

1500

1200

760

 

1378

 

1350

950

 

1379

2000

1600

1200

 

1380

2200

1820

1350

 

1381

3200

2200

1200

خرید به صورت شناور و بر اساس ترکیب اجزای برگ ارائه شده قیمت گذاری     می شد.

1382

3650

2450

1300

خرید به صورت شناور و بر اساس ترکیب اجزای برگ ارائه شده قیمت گذاری     می شد.

1383

توافقی

 

1384

 

2900

1800

 

1385

 

3250

1900

 

1386

 

3400

1980

 

1387

 

3650 (4700)

2140(2700)

 

1388

 

5400

2900

 

1389

 

5400

2900

 

1390

 

6000

3000

قیمت درجه 2 از 12 مرداد به 3300 ریال تغییر یافت.

1391

 

7000

3900

 

1392

 

12000

6500 

 

1393

 

18000

10000

 

1394

 

21800

12100

 

1395

 

24525

13734

 

1396

 

26242

14695

 


 
 
برنامه در مسیر توسعه با حضور رئیس سازمان چای کشور و نماینده شهرستان رودسر
نویسنده : سید محسن سنجری - ساعت ٧:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٦/٤/٢٠
 

لینک نمایش آنلاین و دانلود این برنامه


 
 
درباره چای بیشتر بدانیم
نویسنده : سید محسن سنجری - ساعت ۱۱:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٦/٤/۱٩
 

این کتابچه را به درخواست سازمان سواد آموزی گیلان نوشتم در دو سال قبل. خوشبختانه با وجود برخی کمبودهای مالی امسال چاپ شد. البته مختصر تغییراتی در نوشته من داده اند که چندان مهم نیست و به اصل مطلب لطمه ای نزده است. شاید در چاپ بعدی تغییراتی در آن بدهم. از دوستان بلند نظر سازمان سواد اموزی گیلان جناب آقای امیری و آقایان شمسایی و شیخی در اداره آموزش و پرورش لاهیجان که تلاش زیادی در این قضیه انجام دادند سپاس گزارم.

لینک دانلود


 
 
سومین و بزرگترین کارخانه چای لاهیجان در یک قدمی نابودی/ کارخانه چای نوبنیاد
نویسنده : سید محسن سنجری - ساعت ۱۱:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٦/٤/۱٧
 

به گزارش گیلان مصور، قوام السلطنه که پنج بار در دوره قاجار و پهلوی نخست وزیر ایران شد، بزرگترین کارخانه چای  را  در  املاک شخصی خود در بازکیاگوراب لاهیجان ساخت. این کارخانه ۴طبقه، همراه با ۷۲هکتار باغ چای، در فصل برداشت چای، بیش از ۷۰۰کارگر داشت.

قوام در نزدیکی کارخانه، یک بیمارستان، مدرسه، حمام و شهرکی برای اسکان کارگران ساخت که بعهدها همگی مصادره شدند و اکنون سومین و بزرگترین کارخانه چای کشور نه تنها ثبت میراثی نشده است، بلکه در یک قدمی نابودی کامل قرار دارد.

                        



 
 
گفتگوی اختصاصی گیلان مصور با حسابدار قوام السطنه
نویسنده : سید محسن سنجری - ساعت ۱۱:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٦/٤/۱٧
 

گفتگوی اختصاصی گیلان مصور با حسابدار  قوام السطنه؛ مردی که همراه نخست وزیر ایران با استالین دیدار کرد

قوام السلطنه، پنج بار نخست وزیر ایران در زمان قاجار و پهلوی بود. وی یکبار در دوره پهلوی اول به اروپا تبعید شد و پس از ۷سال که به ایران بازگشت، رضا خان به وی دستور داده بود از لاهیجان خارج نشود.  قوام هرچند در لاهیجان املاک زیادی داشت، ولی مصدر آبادانی زیادی هم در این منطقه شد. ساخت بزرگترین کارخانه چای در بازکیاگوراب، احداث بیمارستان، مدرسه ، حمام و  چندین خانه برای اسکان کارگران کارخانه چای «نوبنیاد»-  که سومین کارخانه چای ایران بود- تنها بخشی از خدمات قوام السلطنه است.

گیلان مصور، به بهانه تخریب کارخانه چای قوام، با حسابدار کارخانه چای «نوبنیاد» گفتگویی داشته که هنوز با وجود ۹۳ سال در لاهیجان زندگی می کند. وی که همراه قوام در مذاکرات با استالین  در روسیه همراهیش کرده، حضور مسئولان کشوری در بزرگترین کارخانه چای ایران را به خاطر دارد. کارخانه ای که ۱۲سال است عملا تعطیل شده و امیدی به ثبت میراثی آن نیست.

برخلاف آنچه در کتابها نوشته اند، «محمود کیانوش قویم» می گوید: قوام با دو خانم لاهیجانی ازدواج کرد و حسین قوام، حاصل سومین ازدواج قوام است که آرزو داشت نام قوام را زنده نگه دارد. کیانوش، خط نوشتن های قوام السلطنه را به یاد دارد و برخی از خطاطی های کسی را در اسناد شخصی خود به یادگار نگه داشته که با خط زیبایش فرمان مشروطه را نوشت.

گیلان مصور- عباس ایمانی، مهری شیرمحمدی

متولد چه سالی هستید؟ و در چه تاریخی در کارخانه قوام استخدام شدید؟

من متولد ۱۳۰۳ خورشیدی هستم. اصالتا ما از خانواده «امین دیوان» هستیم. که بعدا به نام صفاری شناسنامه گرفتیم. البته برادر بزرگ من چون خودش در آمار بود، شناسنامه ما را «کیانوش» گرفت.

سال ۱۳۰۹  در مدرسه اکبریه لاهیجان درس خواندم. بعد از مقطع ابتدایی، چون بکار کشاورزی علاقه داشتم، بجای دبیرستان به مدرسه فلاحتی رفتم. یک باغ ۴۰هکتاری در جیرساری لاهیجان مال خانمی بود، که محصلات مدرسه فلاحتی، در آن کشت همه چیز را یاد می گرفتند.

 تقریبا ۱۶سال داشتم که برای کار رفتم کارخانه چای «هوخ تیف». یک سال بعد هم رفتم کارخانه قوام که اسمش بود «کارخانه نو»

کارخانه قوام چندمین کارخانه چای بود؟

اول کارخانه کشاورزی احداث شد که دولتی بود. بعدا اسم آن را گذاشتند فجر که چند سال پیش خرابش کردند. «هوخ تیف» دومین کارخانه بود که در لاهیجان ساخته شد و معمارانش آلمانی ها بودند.آن زمان رضا خان دو نفر هندی به نام های «دبیدو» و «جان» که معروف به چایکار و چایساز بودند، به هوخ تیف آورده بود. ما زیر دست این دو هندی آموزش دیدیم. کارخانه قوام سال ۱۳۱۹ احداث شد و من و «علی خان نیری» باهم به کارخانه قوام رفتیم.

رضا شاه برای بازدید به هوخ تیف آمده بود و این دو تا هندی رفتند پشت میز قایم شدند. بعدا مترجم از آنها پرسید چرا قایم شدید؟، گفتند آخه ما در هند شنیده ایم رضا شاه چشم هایش مغناطیس دارد، چشمش آدم را می زند.

غیر از این هندی ها یک چینی هم داشتیم به نام های «چو» چایساز که در کارخانه کشاورزی کار می کرد.

حسابدار کارخانه نو بودید؟

حسابدار که نه اصلا کارخانه دست من بود ۶۰۰ تا ۷۰۰کارگر زیر دست من کار می کرد.آن زمان دستگاه های کارخانه با دیگ بخار کار می کرد. دیگ های بخار با هیزم گرم می شد و تسمه های دستگاه های مالش و پلاس چای با بخار بحرکت درمی آمد. دستگاه های کارخانه قوام مثل هوخ تیف آلمانی بودند.

زمانیکه قوام این کارخانه را ساخت، نخست وزیر بود؟

آن زمان نخست وزیر نبود ولی بعدا دوباره نخست وزیر شد.

آن زمان قوام در لاهیجان ساکن بود یا تهران؟

قوام اصالتا آشتیانی بود ولی در لاهیجان املاک زیادی داشت. ابتدا ۲۴ هکتار از زمین های «سالار موید» را خرید و بعدها توسعه داد و املاکش به ۷۲ هکتار رسید. خانه اصلی قوام در تهران و در خیابان کاخ بود. ولی یک طبقه کارخانه چای، مخصوص قوام بود و هر وقت می آمد لاهیجان آنجا ساکن می شد. اتاقدار قوام «حسین میربلوک» بود، از میربلوک های لاهیجان. فصل برداشت چای یعنی اردیبهشت همیشه قوام  درلاهیجان بود.

وضعیت کشت چای آن زمان چطور بود صادرات هم داشتید؟

صادرات نداشتیم. بیشتر محصول کارخانه را تاجرهای تهرانی از ما می خریدند مثلا یک سال محصول کارخانه را از پیش  اجاره می کردند و ما برای آنها کار می کردیم.

چایی که آن زمان تولید می شد عطر و طعم بهتری داشت اصلا کیفیت آن قابل مقایسه با چای الان نیست. آن زمان کود شیمایی نبود. به جای کود، تفاله های کرم ابریشم را با گونی می خریدیم و پای بوته های چای می ریختیم.

خرید چای آن زمان دولتی هم بود؟

نه، اصلا دولتی نبود. برگ سبز را به قیمت ۶ریال یا ۸ریال،  مستقیم از کشاورزها می خریدیم. هر ۴کیلو برگ سبز هم یک کیلو چای می داد. هرکیلو چای هم ۲ تا ۳ قران قیت داشت.

نحوه پرداخت پول به چایکاران چگونه بود؟ نقد می پرداختید یا مثل الان ۶ماه بعد یا یک سال بعد؟!

نه همان روز تحویل، با کشاورز حساب می کردیم. من خودم مسئول پرداخت بودم. پیشکار قوام بمن پول می داد.یادمه ۲۵۰هزار تومان پول از بانک کشاورزی گرفته بود که به کشاورزایی که برگ سبز چای می آوردند همان روز حساب کنم.آن زمان یک چمدان پول بود.

زمین های قوام فقط چایکاری بود یا کشت برنج هم داشت؟

 برنج کمتر بود بیشتر باغ ها را خرید و تبدیل به باغ چای کرد. کارخانه قوام بزرگترین کارخانه چای بود. بجز باغ های چای خود قوام، از جاهای دیگر هم برگ سبز چای می خریدیم. یک ماشین سنگین داشتیم و از واجارگاه، رودسر، لنگرود و املش برگ سبز می خریدیم. لاهیجان بیشتر زمین چای بود. ارتفاعات بخصوص همه چای بود و زمین های پایین دست برنج. اول بام سبز زمین های چای تیمسار قطبی بود. بالاتر جایی که الان تله کابین زدند،  باغ چای فلاحتی بود.

دلیل علاقه قوام به چای چه بود ؟

قوام، کار زراعت را خیلی دوست داشت. کار مزرعه، کشت برنج . مرغ و جوجه و بوقلمون ها را خیلی دوست داشت. وقتی گله های بوقلمون می آمدند پیشش برایشان دانه می ریخت و آنها غو غو می کردند خوشش می آمد. دستور داده بود قوهای بزرگی از روسیه برایش آورده بودند. وقتی قوها و بوقلمون ها عصا و لباسش را می گرفتند خوشش می آمد. یک حسین نامی بود که مسئول این بوقلمون ها و قوها بود وظیفه داشت هر روز آنها را در محوطه باغ بگرداند.

مکان کارخانه چای قوام دقیقا کجاست؟

بازکیاگوراب. نزدیک بیمارستان سید الشهدا. البته بیمارستان را هم قوام در زمین های خودش ساخت. قوام برای اهالی حمام ساخت، مدرسه ساخت. ۱۰ تا خانه  در اطراف کارخانه ساخت که بعدا همه را مصادره کردند. من خودم ناظر ساخت خانه ها و حمام بودم . آن زمان با آهک ملاط درست می کردیم. برای باغبانهای کارخانه هم چند تا خانه گالی پوش انتهای باغ ساخته بود. قوام یک چاه آب در کارخانه کنده بود که بدون پمپ آب بالا می آمد.

 حتی جاده ای که به کارخانه و باغ می رفت را قوام درست کرد. یادم هست هی در باغ قدم می زد و می گفت کیانوش پس این  جاده کی درست می شود.

رضا خان و پسرش از کارخانه قوام بازدید کرده بودند؟

نه

مسئولان کشوری چطور؟

زمانی که قوام دوباره نخست وزیر شد، مسولان و وزرا زیاد می آمدند کارخانه. کارخانه شلوغ می شد. قوام آشپزهای مخصوص برای میهمانهای تهران داشت. یادمه دکتر سپهری، وزیر بهداشت وقت و همچنین صادق طباطبایی، رئیس مجلس، از کارخانه نو بازدید کردند.

از زن لاهیجانی قوام بگویید، نوشتند با دختر یکی از کشاورزهاش ازدواج کرد.

قوام دو تا تا زن  از لاهیجان گرفت تا برایش بچه بیاورند. زن اول قوام شازده خانوم بود و بچه دار نشد. قوام  خیلی دوست داشت نامش زنده بماند.

بعد از شازده خانم، قوام اول با خانمی به نام «زهرا علیزاده» ازدواج کرد که اهل رودبنه بود و خانه ای نزدیک کارخانه برایش آماده کرد. من خوب یادم هست. خواهر من خیاط درجه یک بود. من خواهرم را بردم  منزل زهرا علیزاده که حالا زن قوام شده بود تا برای خانه  نو پرده بدوزد. اما چون زهرا علیزاده  هم نتوانست برای قوام بچه بیاورد، او را طلاق داد.

بعد با «زهرا دلشاد» ازدواج کرد. که دختر یکی از پیشکارهای کارخانه بود. و دلشاد توانست «حسین» را برای قوام بیاورد.

برای زهرا دلشاد هم در لاهیجان منزل گرفته بود؟

نه دلشاد را برد تهران. خود من در انتهای خیابان کاخ یک خانه برای دلشاد گرفتم. به مبلغ ۱۶۰ هزار تومان. خانه اصلی قوام هم در خیابان کاخ بود. یک خانه بسیار بزرگ و یک باغ عظیم با درختان میوه. سالن بزرگی داشت که میهمانها و وزرا را برای پذیرایی آنجا می برد.

زهرا دلشاد هنوز زنده است من چند سال پیش رفته بودم تهران ، فروشگاه فردوسی، سر پله ها او را دیدم و با هم صحبت کردیم.

زن اول قوام  را هم دیده بودید؟

زیاد. هر وقت مرا می فرستاد تهران در خانه اش می دیدم. شازده خانم خیلی تشریفات داشت ولی اگر می فهمید ما از لاهیجان آمده ایم خیلی ناراحت می شد.

قوام با خانواده امینی مالک لشت نشا هم نسبت داشت، فخرالدوله  را هم دیده بودید؟

بله. من با ابوالقاسم امینی  و علی امینی رفت و آمد داشتم. خانم فخرالدله را هم دیده بودم. یکبار با آقای «چاردهی»، پیشکار قوام و یک خانمی از لاهیجان رفتیم تهران. چاردهی صندلی جلوی ماشین نشست و من و آن خانم صندلی عقب نشستیم. تهران که رسیدیم، برای هر ۴نفر یک اتاق جدا در مسافرخانه گرفت. فردا صبح چاردهی بمن گفت این خانم را ببر سلیمانیه. گفتم بلد نیستم.  گفت با درشکه برو، سوال کن. نزدیک مجلس امروزی یک درشکه گرفتم ساعتی ۲ تومان. رفتم منزل فخرالدوله که نوه ناصرالدین شاه باشد.

درشکه را بردند توی حیاط و من به اتفاق خانمی که از لاهیجان آورده بودیم رفتم بالا. خانم فخرالدوالوله آمد توی سالن، چادرش روی شانه هایش بود. من تعظیم کردم و گفتم این خانم را حضرت اشرف فرستادند. خانم ابهتی داشت ما اصلا نمی توانستیم به او نگاه کنیم.

حضرت اشرف؟!

به آقای قوام حضرت اشرف می گفتیم. ما اصلا ما نمی تواسنیتم آقای قوام یا قوام اسلطنه صدایش کنیم همیشه به قوام می گفتیم حضرت اشرف.

خانم از لاهیجان برای چه برده بودید؟

برده بردیم در منزل فخرالدله کار کند. خانم از او پرسید شوهر داری گفت نه گفت شوهرت چی شده گفت طلاق گرفتم. گفت چرا گفت خوب نبود بعد دستور داد آن خانم را بردند داخل و خدمتکار برای ما توت فرنگی آورد. اولین بار بود توت فرنگی می دیدم. سردرگم شده بودم این چی هست.

خانم فخرالدوله گفت بخور. گفتم خیلی ممنون نمی خورم. دوباره اشاره کرد و خدمتکار یک پیش دستی آورد توش نمک و شکر بود. گفت هرکدام را می خواهی بریز روش و بخور. من یکم شکر ریختم روی توت فرنگی و خوردم دیدم بد چیزی نیست.

بعد خانم فخرالدله از من سوال کرد، کی آمدید ؟ کجا ساکن شدید؟ خانه اشرف رفتید؟ و من همه را جواب دادم و گفتم ان شاالله عصرمی رویم خانه حضرت اشرف.

بعد خداحافظی کردم آمدم درشکه را سوار شوم که پیشکار خانه گفت پول درشکه حساب شده اسب ها را  هم باز کرده و آخور داده بودند.

خانه قوام  هم رفتید؟

بله. یادم هست،یکبار من در خانه قوام در خیابان کاخ بودم که سید صادق طباطبایی رئیس مجلس وقت آمد آنجا من داشتم روزنامه توفیق می خواندم. کلاه بوقی گذاشته بود. طباطبایی از قوام پرسید این کیست و من شنیدم که گفت این پسر من است. یعنی قوام اینقدر علاقه بمن داشت.

خاطرتان هست قوام با استالین مذاکره کرد؟

من خودم، سال ۱۳۲۴ با قوام رفتم روسیه. قبلش رفته بودم تهران. روزها می رفتم منزل قوام و شب ها مسافرخانه می ماندم. یک روز قوام بمن گفت آماده شو شما هم باید با ما به روسیه بیایید. من سنی نداشتم. با هواپیمایی رفیتم که روسیه فرستاده بود.

 یکی از کارهای قوام موضوع توافق نفت دریای خزر در قبال جدا نشدن آذربایجان از ایران بود. چیزی از مذاکرات بخاطر دارید؟

من خودم استالین را دیدم، پیپ می کشید یک بار بعد از نهار نشسته بود و از یکی خواست پیپش را آتش بزند. البته من در مذاکراتی که قوام با استالین داشت نبودم. مذاکرات خصوصی برگزار می شد و قوام مترجم داشت. بعدا قوام آمد تهران و قرارداد با روسیه را امضا کرد.

قوام کتاب  های خاصی هم دوست داشت، دیده بودید مطالعه کند؟

کتاب را بخاطر ندارم ولی قوام خط خیلی خوبی داشت. هنوز خیلی از دست خط های قوام را در منزلم نگه داشته ام.

چرا دست خط ها را به کتابخانه  ملی یا موزه اهدا نمی کنید؟

کجا اهدا کنم؟! اسمش را عوض کنند و به نام یکی دیگر بگذارند موزه؟! مگر اسم قوام را از روی بیمارستانی که خودش ساخت، برنداشتند! قوام برای بازکیاگوراب خیلی زحمت کشید. جاده ای که به کارخانه می رسد را قوام ساخت، مدرسه، بیمارستان و یک حمام در زمین های خودش ساخت.

چطور شد از کارخانه قوام  درآمدید؟

من سال ۱۳۳۳ استعفا دادم. قوام که مُرد کارخانه افتاد دست پسر ابراهیم خان چاردهی. آن زمان پسرقوام ۶ یا ۷ سال بیشتر نداشت. نمی توانست کارخانه را اداره کند بزرگ هم که شد آدم درستی نبود نتوانست نام قوام را زنده نگه دارد. دو سال بعد من هم برای تحصیل بچه ها رفتم تهران ساکن شدم. چاردهی هم که مرد ، کارخانه یک جور دیگری شد.

زمان مصدق یادمه قرار بود دولت، کارخانه را مصادره کند. یک بار آمدند دفاتر کارخانه را بررسی کردند که اموال قوام را به نفع دولت مصادره کنند. با اینکه مصدق با قوام فامیل بود اما بعد که کودتای مصدق پیش آمد، دیگه کارخانه مصادره نشد.

بعد از انقلاب کارخانه چه سرنوشتی پیدا کرد؟

بعد از انقلاب، بنیاد مستضعفان کارخانه را مصادره کرد. اوایل به دیگران اجاره می داد و تا حدودی کارخانه سرپا بود ولی ۱۰ یا ۱۲ سالی می شود که کارخانه تعطیل است و عملا دارد از بین می رود.

شهریور ۱۳۲۰ را هم یادتان هست، روس ها در گیلان بمب انداختند؟

یادمه. جمعه سیاه بود. سوم شهریور. ما در کارخانه قوام بودیم. از صبح دیدم هواپیماها دور می زنند، کاغذ پخش می کنند. یکی کاغذی را برایم آورد دیدم نوشته آلمانی ها را از ایران بیرون کنید. جنگ جهانی دوم بود. من ۶ماه و ۳ روز بود که استخدام شده بودم. لاهیجان آن زمان اینقدر شلوغ نبود، ساختمان سازی نشده بود. حدود ۱۱ صبح دو بمب توی لاهیجان انداختند، گرد و خاکی که بلند شد ما در کارخانه قوام دیدیم. یک بمب تو مرکز لاهیجان انداختند که ۱۷ نفر کشته شدند.  یک بمب هم انداختند توی باغ دکتر پاک پور. که نزدیک میدان بار فعلی است.

زمانی که در کارخانه قوام کار می کردید، در لاهیجان ساکن بودید؟

نه. من یک اتاق در کارخانه داشتم که پنجره اش رو به حیاط باز می شد گاهی که قوام می آمد اتاق من،  نمی تواسنتم راحت بهش نگاه کنم. قوام یک دوچرخه ی هرکولست برای من خریده بود با دوچرخه هر ۱۵ روز یکبار به لاهیجان رفت و آمد می کردم. بعد که ازدواج کردم، برای خانم توی لاهیجان خانه گرفتم، شب می رفتم، صبح می آمدم. بعضی وقتها هم هر ۱۰ روز یا ۱۵ روز یک بار می رفتم لاهیجان. قوام اول یک موتور بمن داد. ولی من چون نمی توانستم موتور سوار شوم، برام دوچرخه خرید.

کارشناسان چای، در فرایند تولید چای نظارت بر کارخانه داشتند؟

بله همیشه. یک آقایی بود به اسم ارض پیما که کارشناس چای بود عکسش را هم در حال بازدید دارم. کارشناس هم در فرایند کاشت و هم فرآوری چای نظارت داشت.  عکس همه سرپرست های کارخانه را هم دارم. آن زمان یک دوربین داشتم و تعداد زیادی عکس از کارخانه گرفتم.

از خصوصیات فردی قوام چه چیزی بخاطر دارید؟

قوام به لحاظ ظاهر خیلی به خودش می رسید. به عینک توجه خاصی داشت. هر وقت عینک قبلی می گذاشت زمین، می فهمیدیم می خواهد عوض کند.

موقع خوردن صبحانه یکی باید کنارش می ایستاد و به سوالات قوام در مورد وضعیت کارخانه و چیزهای دیگر جواب می داد.

 

این گفتگو در تاریخ جمعه ۲۶/۳/۹۶ در منزل محمود کیانوش قویم صورت گرفته و به دلیل طولانی بودن خاطرات، تنها بخش های مربوط به قوام السلطنه و کارخانه چای نو بنیاد منتشر شده است.




 
 
ارزش تولید چای ایرانی به ۱۳۲ میلیارد تومان رسید
نویسنده : سید محسن سنجری - ساعت ۳:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٦/٤/۱٤
 

ارزش تولید چای ایرانی به ۱۳۲ میلیارد تومان رسید/ ۵ کارخانه جدید چای وارد مدار تولید شد

خبرگزاری فارس: ارزش تولید چای ایرانی به ۱۳۲ میلیارد تومان رسید/ ۵ کارخانه جدید چای وارد مدار تولید شد

رئیس سازمان چای کشور گفت: به دلیل افزایش تولید چای ایرانی، ۵ کارخانه جدید چای امسال وارد مدار تولید شدند و تاکنون ۶۱ هزار تن برگ سبز چای به ارزش ۱۳۲ میلیارد از چایکاران خریداری شده است.

 

محمدولی روزبهان در گفت‌وگو با خبرنگار اقتصادی خبرگزاری فارس، در مورد آخرین وضعیت برداشت برگ سبز چای اظهار داشت: چین دوم برگ سبز چای نیر روبه اتمام است و تا صبح امروز 61 هزار تن برگ سبز چای برداشت شده که از آن 12 هزار و 500 تن چای خشک از آن تولید خواهد شد.

وی در مورد ارزش ریالی چای تولیدشده در کشور گفت: 132 میلیارد تومان بهای برگ سبز چای است که تاکنون بیش از 50 درصد یعنی 74 میلیارد تومان آن به چایکاران پرداخت شده است و با توجه به اختصاص بودجه، مشکلی در پرداخت و تسویه‌حساب به مرور نخواهیم داشت.

رئیس سازمان چای کشور همچنین به تأثیر مثبت افزایش فرهنگ مصرف چای داخلی نسبت به چای وارداتی گفت: رونق و فروش چای ایرانی به جایی رسیده است که سه کارخانه‌ که قبلاً تعطیل شده بودند، امسال وارد مدار تولید شدند و دو کارخانه جدید فرآوری و خشک کردن چای نیز به تعداد کارخانه‌ها افزوده شد.

روزبهان در مورد تأثیر قاچاق چای بر تولید داخل هم گفت: قاچاق چای با توجه به افزایش تولید داخلی و کشش بازار و شدت یافتن کنترل‌ها و برخورد با قاچاق، کمتر شده است.


 
 
← صفحه بعد